جنگل ابر

جنگل زيبا و خوش آب‌وهواي ابر در 50 کيلومتري شمال شرق شاهرود و در مسير جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستاي ابر قرار دارد و ادامه جنگل‌هاي سرسبز شمال کشور است.

تجربه دو روز پياده روي در ميان ابر و مه آنقدر زيبا بود كه بيشتر شبيه به يك رويا بود. لحظه‌هايي كه فاصله دو متري‌ات در مه‌اي عميق فرو مي رفت و نه از پشت سر خبر داشتي و نه از پيش رو، آنقدر زيبا و جذاب بود كه حاضر نبودم با هيچ چيز عوضش كنم.

بازي روح با نور و رنگ و مه و قطره‌هاي باران لذتي وصف ناشدني داشت. 

 

سفر روز 12 مهر از شيراز به مقصد روستاي ابر آغاز شد. ساعت 15/30 از شيراز حركت كرديم و 13 مهرماه بعد از بازديد شهرهاي سمنان، شاهرود و بسطام، ساعت 8 شب وارد روستا شديم. هوا باراني و سرد بود و درخشش رعد در آسمان بي‌نهايت زيبا بود.

محل اسكان خانه‌هاي روستايي بود. در حالي كه در شيراز ما هنوز هوايي گرم را تحمل مي كرديم، در روستاي ابر با كاپشن و لباس گرم احساس سرما مي‌كرديم.

14مهر ساعت 9 صبح حركت به سمت جنگل. با ميني‌بوس‌هاي محلي بخشي از مسير تا رسيدن به جنگل را طي كرديم. وقتي رسيديم مبهوت از زيبايي و قدرت خالق اين طبيعت شگفت انگيز تا چند دقيقه‌اي قادر به عكاسي نبودم.

نمي‌دانم بايد چه كلمه‌اي را به كار برم كه بيان كننده آن همه شكوه و زيبايي باشد.

ابتداي راه ما بالاي ابرها بوديم. كم كم كه در جنگل پيش مي رفتيم، ابرها بالا آمدند و ما در مهي غليظ، لذت يكي شدن با ابرها رو مي‌چشيديم. قطرات شبنم مانندي تمام صورت و لباس‌هايمان را مرطوب كرده بود.. پوشش گياهي منطقه شامل درختان تنومند و قديمي بلوط، زرشك، ازگيل وحشي، و... بود

ناهار را در بخشي از مسير خورديم .

روز دوم قرار بود همگي به آبشار آلوچال برويم كه به خاطر سختي راه ميسر نشد و تنها تعدادي از اعضاي گروه همراه با يكي از راهنمايان به آبشار رفتند و ما در همان مسير مشغول عكاسي شديم.

باز هم صرف ناهار ميان سرما و مه و در كنار آتش. جاي شما خالي.

روز دوم هوا سردتر و مه خيلي غليظ تر بود. بعد از صرف ناهار مسير برگشت را در پيش گرفتيم. عصر كه رسيديم روستا. آماده‌ي برگشت شديم . ولي انگار هيچ كس دلش نمي‌خواست برگردد. دلمان مي خواست اين روياي زيبا هيچ وقت تمام نشود.

ممنون از برگزار كنندگان تور (تعاوني عكس و هنر همرنگ) كه اين سفر زيبا و بي نظير را تدارك ديدند.